بسیج و روحیه ی بسیجی از دیدگاه مقام معظم رهبری
این روزها سخن از بسیج و بسیجی زیاد به میان می آید ، شاید مانند سال های جنگ!
اما تفاوتی هم هست یقینا!
تفاوت در بسیجیان دیروز و امروز! تفاوت در زمان ها و مسلما در تکلیف...
تکلیف ما چیست و تکلیف آن ها چه بود؟ هرچه که بود ، یاران سفر کرده ی ما تکلیف ادا کردند که رفتند... و ما؟ اصلا می دانیم چه باید بکنیم؟
شما بگویید این بسیج و بسیجی که این همه برسرآن دعواست چه معنایی دارد؟ چه چیزی بسیج است و چه کسی بسیجی؟
آیا بسیجی تنها همان افرادی هستند که کارت بسیج دارند؟ آیا پرونده ی بسیج افراد نشان از بسیجی بودنشان دارد؟
بسیج دانشجویی نظامی است یا دانشگاهی؟ چگونه می توان این دو را به هم پیوند داد؟ و یا از هم تفکیک کرد؟
بسیج تا کجاها باید وارد شود؟ آیا بسیج ما تنها در زمان جنگ و سیاست به کار می آید یا می تواند عرصه های علمی ، هنری ، فرهنگی ، ورزشی و... را شامل شود؟
حد و مرز ورود به عرصه های مختلف برای یک بسیجی کجاست؟ و...
این نوشتار قصد دارد به جمع بندی کوچکی پیرامون بسیج و روحیه ی بسیجی از دیدگاه رهبر معظم انقلاب بپردازد.
ان شاء الله که در نقش هایمان به عنوان یک بسیجی راه گشایمان شود.
- بسيج، يعنى مجموعهى انسانهايى كه نيروى خودشان را به ميدان مىآورند تا در جهاد عمومى كشور و ملتشان، در جهت رسيدن به قلهها، فعال باشند و با آنها همكارى كنند و در كارشان سهيم باشند؛ اين، معناى بسيج است.(1)
- جمعى از بهترين و مؤمنترين مردم در هر عرصهاى كه كشور و نظام به آن احتياج دارد، بىمحابا وارد شوند، همهى توان خودشان را كف دست بگيرند، بياورند توى ميدان، اجر و مزدى هم نخواهند، نام و نشانى هم برايشان مطرح نباشد...
خصوصيتشان همين است كه مؤمناند، دنبال نام و نشان نيستند، از همهى ظرفيت استفاده ميكنند؛ هدف هم آرمانهاى نظام اسلامى است. معناى بسيجى اين است.(3)
- بسيج به معناى فرد يا مجموعهى آمادهى برآوردنِ نيازهاى انقلاب است، در هر زمان و از هر نوع؛ اين معناى بسيج است ... اگر ديگرى در يك سازمان ديگر است و همين احساسات شما را دارد، او هم بسيجى است و فقط رسماً جزو سازمان شما نيست... هر كس اين احساس را دارد بسيجى است؛ اين احساسى كه فردى آماده است در هر زمان و در هر عرصهاى كه به او نياز باشد، حضور پيدا كند.
هر جا و در هر زمانى به شما نياز هست، آنجا حاضر باشيد. اين مىشود بسيجى؛ بسيج يعنى اين. البته بعضىها صددرصد بسيجىاند، بعضى صددرصد نيستند: نوددرصد، هشتاددرصد.(2)
- بعضى تصور كردند بسيج منحصر است در همين تعداد گردانهاى بسيجى يا سازمانهاى نظامى بسيجى - اينها البته جزو بهترين بسيجىها هستند - اما بسيج فقط اين نيست؛ بسيج گسترده است.(3)
- از همه ى قشرها يك بسيجى، آن كسى است كه مقدورات و امكان خود را در راه هدفهاى عظيم اين ملت به ميدان مىآورد؛ خود را سهيم مىكند؛ خود را مسؤول مىداند و مايل نيست كنار بنشيند، تا ديگران تلاش كنند، او هم نگاه كند؛ يا آنجايى كه سودمند است، سودش را ببرد؛ و يا تا يك گوشهاش ساييده شد، بنا كند به ايراد گرفتن و اعتراض كردن.(1)
- بسيج داراى يك جهت و يك بعد و متوجه يك منظور نيست. بسيج با اينكه هنر نظامى دارد و در خطوط مقدم ميدان نبرد، هر جا كه لازم بوده است، قرار گرفته و سختترين كارها را به عهده گرفته و انجام داده است، همهكاره است؛ يعنى در همهى ميدانها وقتى بسيج حضور داشته باشد، پيشرو است، پيشتاز است.(4)
- در پيچ و خم تشكيلات عظيم فعاليت كشور - چه فعاليت اقتصادى، چه فعاليت ادارى - و هر جائى ممكن شد، بشويد يك پيچ، بشويد يك مهره! در اين كارخانهى عظيم، هر كدام از پيچها شل باشد، محصول خراب خواهد شد.(2)
- بسيج نه به پول وابسته است، نه به عنوان و جاه و جلال وابسته است، نه به دستور از بالا وابسته است. معيار بسيج، بصيرت است و ايمان. ايمان از دل او ميجوشد، او را به كار وادار ميكند؛ بصيرت هم به او تفهيم ميكند كه چگونه حركت كند، معيارها را چگونه تشخيص بدهد، راه را چگونه طى كند. اين معناى بسيجى است.(3)
- آنجايى كه نيازمند رفتن به عرصهى نظامى است، او پيشاهنگ است ... آن جايى كه جاى حضور در عرصهى سياسى و ميدان سياست است، او فعال و پُرنشاط است؛ آن جايى كه در عرصههاى بينالمللى بايد حضور پيدا كرد - عرصههاى گوناگون بينالمللى؛ عرصهى سياسى، عرصهى فرهنگى، عرصهى ورزشى - او در آنجا، مظهر عزت ملت و كشور خود است. با اين روحيه، با اين احساس، در آنجا حاضر مىشود؛ آن جايى كه جاى علم است، جاى تحقيق است، جاى صبر كردن بر مشكلاتِ نوآورى علمى است، از جان و ذهن خودش مايه مىگذارد؛ آن جايى كه جاى پول خرج كردن است، اگر پولى دارد، پول خرج مىكند. اين، بسيجى است.(1)
- بسيج بايد جلوتر از همه وارد عرصهى علم بشود. شما بايد برويد و عرصههاى علمى را، عرصههاى فناورى را، نوآورىهاى علمى و آفاق شناختهنشدهى علم را تصرف كنيد. البته درسنخوانده و كارنكرده نمىشود.(2)
- من، شما دانشجوهاى بسيجى را توصيه مىكنم به اين كه محافظهكار نشويد و همواره دانشجو و بسيجى - به همان معناى مثبت و پُرخون و پُرتپش - باقى بمانيد. البته دنبالهى اين كه مىگوئيم «محافظهكار نشويد» اين است كه «ولى هوشيار هم باشيد»...
وارد سياست بشويد و فكرِ سياسى كنيد؛ اما بسيار هوشيار. دشمن نبايد بتواند از هيچ حركت و اظهار و موضعگيرى شما استفاده كند. اين، اصل اول و يك خط قرمز است.(2)
- بسيج سياسى است، اما سياستزده نيست، سياسىكار نيست، جناحى نيست؛ بسيج مجاهد است، اما بىانضباط نيست، افراطى نيست؛ بسيج عميقاً متدين و متعبد است، اما متحجر نيست، خرافى نيست؛ بسيج بابصيرت است، اما ازخودراضى نيست؛ بسيج اهل جذب است - گفتهايم جذب حداكثرى - اما اهل تسامح در اصول نيست؛ بسيج غيور است، پاسدار خطوط فاصل است؛ بسيج طرفدار علم است، اما علمزده نيست؛ بسيج متخلق به اخلاق اسلامى است، اما رياكار نيست؛ بسيج در كار آبادكردن دنياست، اما خود اهل دنيا نيست.(5)
- بسيج يك تشكل دو بعدى است: يك اتصال به محيط دانشجويى و دانشگاه و يك اتصال به سپاه دارد. سپاه چيست؟ آيا سپاه صرفاً يك سازمان نظامى است؟ نه، سپاه نماد مقاومت انقلابى و شجاعانه است؛ اين هرگز فراموشتان نشود...
بنابراين توصيهى من ايناست: دانشجو بمانيد و به ارتباط با سپاه افتخار كنيد.(2)
بسيج دانشجويى نيازهائى دارد؛ ... نياز اولش به فكر و تحليل و روشنبينى است. فكر، تفكر، انديشهپردازى - يا به قول شماها كارِ تئوريك - در زمينهى مسائل اسلام، در زمينهى مسائل انقلاب، در زمينهى مسائل بينالمللى و در زمينهى مسائل جارى؛ به طورى كه دانشجوى بسيجى، در هر جمع دانشجويى، ذهن روشنتر، زبان گوياتر و ابتكار بيشترى داشته باشد.(2)
- بسيج مظلوم است، ولى مقتدر است، نافذ است، اثرگذار است.(3)
- روحيهى بسيجى يك روحيهيى است كه اگر در هر نقطهيى و در هر قشرى بهوجود بيايد، در آنجا فعاليت و نشاط و حركت و حيات را مضاعف و چند برابر مىكند؛ اين معناى بسيج است.(1)
- همين بيدار شدن، همين حساس بودن، همين انگيزه داشتن، همين ايمان، همين اميد، همين تكيه به هدايت الهى و اعتماد به كمك الهى، قوارهى اصلى بسيج است؛ اين يك فرهنگ است.(1)
- هيچ وقت در خوب بودن و خوب شدن حد نشناسيد؛ مرتب در حال بالاتر رفتن باشيد...
سعى كنيد به ديندارى و معنويتِ يكديگر كمك كنيد. اگر رفيقى در جايى پايى كج مىگذارد، او را برادرانه و مشفقانه باز بداريد. عزيزان من! از لحاظ اخلاق خودسازى كنيد... درسهاى اخلاقى را در بين خودتان رائج كنيد.(2)
- عزيزان من! بسيجى شديد، مبارك است؛ اما بسيجى بمانيد. ايستادگى در راه، مهم است. بسيجى ماندن متوقف به اين است كه دائم خودمان را مراقبت كنيم، مواظبت كنيم و از راه بيرون نرويم.
بايد خودتان را آماده نگه داريد، خودتان را بهروز نگه داريد، بصيرتتان را بهروز نگه داريد، اخلاصتان را بهروز نگه داريد، بهروز بسيجى باشيد و بسيجى بمانيد.(4)
- من تأكيدم به شما جوانان عزيز، فرزندان عزيز خود من، جوانان پرشور اين كشور در سرتاسر ميهن عزيز، همين است. انگيزهها با شدت، با قوّت، با ايمان كامل، با اميد كامل به آينده حفظ بشود؛ اما در تشخيصها و در مصداقهاى مختلف دقت بشود. بىدقتى در مصداقها، گاهى اوقات ضررها و لطمات بزرگى خواهد زد.
به خداى متعال توكل كنيد و از خداى متعال كمك بخواهيد. من دعاگوى شما هستم.(3)
1) ديدار هزاران نفر از بسيجيان سراسر كشور 7/9/1384
2) بيانات در ديدار هزاران نفر از اعضاى بسيج دانشجويى دانشگاههاى سراسر كشور 31/2/1386
3) بيانات در ديدار جمع كثيرى از بسيجيان كشور 4/9/88
4) بيانات در جمع 110 هزار بسيجی در روز عيد غدير 4/9/1389
5) بيانات در دیدار اقشار نمونه بسیج سراسر كشور 6/9/1390
مهندس محمدجعفر شفیعی
خواستم به دعوت مولای عشق، مقام معظم رهبری لبیک بگویم. می خواهم تو این وانفسای غربت آقا، برای مقابله با فرهنگ منحط غرب در کشور آقا امام زمان(عج) وظیفه سرباز واقعی ولایت بودن را تجربه نمایم.