او خواهد آمد ...
مهدی جان !
دردهای زیادی است که به آنها وعده داده ام با آمدنت علاج می شود.
جمعه ها دم غروب وقتی آسمان از اندوه نیامدنت
دوباره مثل صدها سال دیگری که خون گریسته است
اشک سرخ می بارد به خود می گویم:
" آقایم باز هم نیامد....."
درست جمعه ها،
وقتی قلبم و قلب همه از تنگی فراغت مثل لاله ای
که زیر پا لگد شود چروکیده و رنجیده می شود
با خود می گویم این درد عاقبت مرا خواهد کشت، و بعد به خود نهیب می زنم که
** او خواهد آمد **
و آنگاه از دیدگانم قطره ای اشک می چکد
و از سوزان ترین پرده اندوهم می گویم:
مهدی جان درست که من بدم و لایق تو نیستم امّا...
زینب زراعت پیشه
+ نوشته شده در شنبه یازدهم آبان ۱۳۹۲ ساعت 10:20 توسط بسیج مهندسین
|

خواستم به دعوت مولای عشق، مقام معظم رهبری لبیک بگویم. می خواهم تو این وانفسای غربت آقا، برای مقابله با فرهنگ منحط غرب در کشور آقا امام زمان(عج) وظیفه سرباز واقعی ولایت بودن را تجربه نمایم.